تبليغات|طراحی سایتX
آج

بحرين در بحران

يا حق اليقين

از زماني كه در ميدان تحرير مصر تجمعات بر ضد نامبارك شروع شد مي‌رود كه يكسال بشود.

و اين يعني اينكه بعضي از خواسته‌هاي انقلابيون ببار نشسته اما زماني نگذشت كه اين خواسته بحق مردمي ديگر كشورهاي عربي در دست خودكامكان را گرفت.

يكي از اين كشورها بحرين بود همين بحريني كه زمان زيادي از جدا شدنش از ايران نمي‌گذرد(سال 1350 شمسي)براي غارت بيشتر بايد دست يك اقليت وهابي از آل سعود بنام آل خليفه بي‌افتد

چون روباه پير مي‌خواست.بحرين

و شاه ايران هم آنرا بقول خودش عروس كرد.

و حالا مردم شيعه اين كشور بدست حكام جاير و پليد دست نشانده انگليسي كشته مي‌شوند.

مردم هيچ حق انتخابي ندارند همانطور كه مي‌دانيم حق انتخاب و حقوق بشر از نظر غرب و روباه پير يعني تامين منافع آنها!

حق مردم بحرين در اين ميان يعني فقط سكوت و ديدن چپاول كشورشان و منابع‌اشان بدست يك عهده وهابي كه خود را حاكم مطلق اين كشور بدانند.

دنيايي كه در آن حق انتخاب حاكم وجود ندارد براي ما كه هر سال انتخابات داريم تقريباً بعيد بنظر مي‌آيد

ولي اين يك امر محال نيست و امروز وجود دارد و تعجب هم ندارد همه هم مي‌دانند كه دنيايي وارونه ساخته شده است.

با شعارهاي زيباي حقوق بشر،دمكراسي و.....

اما اينها جز يك پوسته و يك پوشش براي چپاول و براي فشار بر مخالفان و غيره چيزي نيست.

مردم بيدار شده عرب و غير عرب دهان باز كرده‌اند و حق انتخاب را مطالبه مي‌كنند

اما حكام دستنشانده غربي گلوله و گاز فلفل و اشك‌آور و خفه كننده تقديم مي‌كنند

جزيره ديگر نمي‌تواند با اين حكام بسر كند

چه يمن و چه بحرين

حكام بايد براي خود فكري كنند.

هنوز خبر شهادت كودك 5 روزه منتشر نشده كه حمد آل خليفه با كامرون در كاخ هاي بريتانيا دست در دست هم براي فروش سلاح ضد شورش و كشتار بي‌گناهان قرارداد مي‌بندند آيا اين حركتها و اين خنده‌ها مي‌تواند سلاطين مستبد را نجات دهد.

بنظر من حاكمي كه خون مظلوم حق طلبي را بزمين بريزد ادامه نمي‌يابد هرچند كه بخندد و قرارداد و پيمان با شيطان ببند.

حقي كه امروز در بحرين مطالبه مي‌شود همان حقي است كه مردم ايران در سال1357 مطالبه كرد و به آن رسيد

و بحريني‌ها هم بزودي به آن خواهند رسيد

مردم بحرين هم بايد متوجه باشند كه نتيجه مبارزه آنها دست‌يافتني است و هرچه گرانتز بدست آيد سخت‌تر از دست مي‌رود.

همانطور كه در مصر زود بدست آمد ولي هنوز تا رسيدن به حق بايد با يك عده ديگر از مستبدين مبارزه كنند هنوز براي دسترسي به حق خود بايد برگردند به ميدان تحرير و حق خود را و سرنوشت خود را درخواست كنند.

روزي كه فجري از سپيده بدمد و ديوي ديگر سرنگون شود ديري نخواهد پاييد اانشاءالله.

خداوندا!  ظالمان حاكم بخصوص آل سعود و آل خليفه و علي عبدالله صالح را هر چه زودتر نابود

و پشتيبانان آنها بخصوص اسرائيل و غرب را در مشكلات خود آفريده فرو ببرد

آمين يا رب‌العالمين

برچسب ها :بحرين,


نوشته شده در 26/9/1390ساعت11:03 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: تحليل روز | - نظر(0) -


حكمت هلال ماه


 بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ‏


شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِى أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدىً لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَتٍ مِنَ الْهُدَى‏ وَالْفُرْقَانِ


 فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الْشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیْضاً أَوْ عَلَى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ


یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ


 وَلِتُکَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى‏ مَا هَدَیکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‏


ماه رمضان، ماهى است که قرآن در آن نازل شده است. (و قرآن کتابى است که) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را مشاهده و درک کند، باید روزه بگیرد. و آنکس که بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد (این قضاى روزه) براى آن است که شماره مقرّر روزها را تکمیل کنید وخدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، به بزرگى یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید                 18?-بقره


در پست ترمز به موضوع تقوا که هدف اصلی از روزه می‌باشد پرداختیم یعنی منظور از تقوا را روشن کردیم یعنی چه


در اینجا منظور نداریم که تقوا را شرح دهیم و سعی است که روی مشاهده هلال ماه و زمان روزه و اختلاف نظرهای در این مورد را کوتاه باز کنیم.


اما در مورد تقوا که پرهیزگاری بوده و خودداری فرد از انجام بعضی امور در روزه تمرین می‌شود آنهم از نوع قوی آن که بتوان ایستاد و انجام نداد.


مثل این می‌ماند که بخواهیم برای یک ماشین تست صحیح کار کردن ترمز و کلاج و.. را انجام دهیم


وقتی شخص می‌تواند غذا بخورد و نخورد و آب بنوشد و ننوشد و .... این تمرین در مورد جاهایی که باید خودداری کند و یا اصلاً در مضیقه قرار گیرد بآسانی شخص تحمل می‌کند


یک شخص روزه دار در برابر سختی‌ها و ضیقها براحتی شکسته نمی‌شود و برعکس افرادی که روزه نمی‌گیرند در این تنگناها زود کم می‌آورند و این موضوع غیر قابل انکار است که فرد روزه دار ، دارای مقاومت و سلامت بیشتری است و آستانه تحمل خوبی دارد.


پس اینکه ما در یک ماهی هستیم که سراسر برکت است و خیر، اضافه بر آن این روزه‌داری برای یک انسان ضروری است که بتواند خود را بسازد که در حیات خود شداید و سختی‌ها را نیز پشت سر بگذارد و خسارت نخورد.


همانطور که یک خودرو به تستهایی نیاز دارد که بتواند در موقع لزوم جواب دهد و سرنشینهای خود را نابود نکند. ترمز برای خودرو این نقش را دارد که در هنگام خطر بتواند جلوگیری کند از نابودی. و امتحان و بازبینی آن و قدرت بخشیدن به آن لازم و ضروری است، تا این نقش کمرنگ و سست نشده باشد......


در آیه فوق بر خلاف ذهن بسیاری که بر وحدت در اعلام شروع ماه رمضان اصرار و ابرام دارند چنین سخنی ندارد اشاره آن بر مشاهده فرد و منطقه است و دیگران که مشاهده هلال نکنند و بر آنها آغاز ماه ثابت نشده این امر لازم نشمرده است.


شاید بر من ایراد فراوان گرفته شود این چه استدلال تفرقه انگیزی است که نموده‌ام و چرا؟


اما خداوند کار را براساس راحت‌ترین راه و بهترین پیشنهاد می‌کند نه بر حدسیات و خوشایند ما که اگر چنین بود یک بلواشو بیشتر بود تا آنچه ما تفرقه می‌نگاریم.


یک مثال روشن می‌نماید مطلب را، شما(ما انسانها) در روی کره زمین یک خط فرضی ایجاد کرده‌اید که مبداء زمان است و از گرنویچ می‌گذرد نصف‌النهار صفر و مبداء اگر در این مبداء ساعت 2? باشد یک ثانیه بعد روز یکشنبه می‌شود دوشنبه اما درست مقابل آن ساعت دوازده (ظهر) است و روزه یکشنبه است و هنوز دوازده ساعت دیگر روز دوشنبه آغاز خواهد شد هیچگاه این اختلاف روز را شما ایراد نخواهید گرفت چرا که در هیچ کجای جهان شما انتظار ندارید 12 ظهر روز یکشنبه بشود دوشنبه و..... البته کمی مشرق‌تر از این مدار هم هنوز روز یکشنبه است و شاید ساعتی دیگر دوشنبه بشود یعنی یک فاصله چند ده کیلومتری یا مثلاً در ایران سه و نیم ساعت بعد روز یکشنبه دوشنبه خواهد شد این آیا مورد ایراد است مسلم نه


حالا چرا ما انتظار داریم سراسر جهان در یک روز مشخص اول ماه رمضان باشد و یا عید فطر باشد و بعضی روی این صورت بسیار تلاش دارند و من دیده‌ام علمایی هم تحت همین موضوع احکام غیر متعارفی داده‌اند از جمله اینکه برای وحدت مسلمین عید باید یک روز اعلام گردد یا شب قدر 2? ساعت است و روز هم شب قدر است....


کمی این مسئله را باز کنیم اصلاً این آیه قرآن را هم ملاک قرار ندهیم برای وحدت کدام مسلمان می‌تواند عید فطر نگیرد وقتی در آسمان  هلال اول شوال را مشاهده کند، می‌بینید که ممکن نیست


یک مثال ساده‌تر بزنیم


فرض کنید شما در همین کشور خودمان ایران در سفر هستید امروز غروب در مشهد ساعت 8 بعداز ظهر اذان مغرب است و نماز مغرب می‌خوانید و فردا در ایلام یا آذربایجان رفته‌اید وساعت هشت هنوز آفتاب غروب نکرده و شما بخواهید باز نماز مغرب بخوانید مسلم چنین نخواهید کرد و هیچ بر این افقهای مختلف ایراد نمی‌گیرید که باعث تفرقه مسلمین است


یعنی اصلاً وحدت مسلمین را این موضع نمی‌انگارید حالا چرا روی ماه رمضان و شروع و پایان آن بر وحدت تکیه می‌شود بماند ولی من می‌گویم مبنای صحیح ندارد.


حالا بیائیم روی خود ماه مثال بزنیم طلوع ماه از مغرب شروع می‌شود در آغاز ماه و طلوع ماه در آخر ماه از مشرق و غروب آن هم مشرق می‌باشد.


و تنها طلوع و غروب کامل ماه در نیمه ماه است که از مشرق طلوع و در مغرب غروب می‌کند


در هنگاه آغاز ماه طلوع قمر در روی سطح زمین از نظر انسان بصورت یک هلال کشیده است که هرچه به مشرق می‌رویم به دو سوی زمین کشیده شده و سطح بیشتری را شامل می‌شود


مثلاً وقتی هلال ماه در مکه آغاز ماه است می‌تواند در ایران و یا قسمتهایی از آفریقا مشاهده نشود در عوض در چین و یا مالزی و اندونزی را شامل گردد البته این یک مثال است و دیگر کشورهای مغرب مکه فرض است که پشت ماه قرار گرفته و روز بعد طلوع ماه را خواهند داشت. این مرز بین کشورهای شرق و غرب هم نقطه مقابل ماه می‌باشد که روز بعد را مشخص خواهد کرد و گرنه مفاهیم غرب ماه و کشورهای شرقی مفهوم پیدا نمی‌کند.


پس اکنون سه نقطه را در نظر می‌گیریم نقاطی که داخل هلال طلوع هستند آغاز ماه را دارند


نقاط مغرب منطقه و خارج از هلال و نقاط شرق نقطه طلوع مکه و خارج هلال که طلوع ماه را نخواهند داشت


این مناطق روز بعد ماه برایشان طلوع کرده و از محاق خارج می‌شود


می‌دانیم که با طلوع هلال اول ماه هر روز نزدیک ?0 دقیقه طلوع ماه زودتر انجام می‌شود و اندازه هلال هم بزرگتر خواهد شد(3?0 درجه تقسیم بر 30 روز می‌شود 12 درجه)هلال ماه


تذکر:


پس برای اینکه بهفیم چندم ماه است دو مبنا وجود دارد


1) اندازه هلال که همه به آن توجه داریم


2) میزان بلندی ماه فاصله ماه تا غروب هرچه این زمان بیشتر باشد روزهای بیشتری از ماه گذشته است


مثلاً امشب اگر شب چهارم ماه رمضان باشد حداقل تا غروب ماه باید 3*?0 دقیقه = 1?0دقیقه بیش از دو و نیم ساعت(با در نظر گرفتن شروع ماه که اگر حدود 20 دقیقه یا نیم ساعت بعد از غروب آفتاب ماه طلوع کند نیز قابل دیدن است چنین محاسبه تقریبی در نظر گرفته‌ایم باید ماه در آسمان باشد و بعد غروب کند


حالا با دانستن این نکات خیلی از مطالب را می‌توانیم فهم کنیم


قرآن این دو مبنا را که هر انسانی از دانشمند تا عادی و حتی کشاورز و چوپان هم برایش قابل فهم است استفاده کرده و دستورات شرع را داده است. حتی خورشید هم چنین مبنایی در اختیار قرار نمی‌دهد


اگر اعمال شرع با وضعیت قمر گره خورده است و در قرآن هم اشاره شده بعلت سادگی و همه‌گیری ، جهانی بودن آن است و احتیاج به وسیله هم ندارد


در آیه 189 بقره همین معنی رامنظور می‌دارد که سبب هلال ماه برای زمانهای اعمال و دستورات شرع و حج می‌باشد


یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ


وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى‏


وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَبِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏


(ای پیامبر) درباره (حکمت) هلال‏هاى ماه از تو سؤال مى‏کنند، بگو: براى آن است که مردم اوقات (کارهاى خویش) و زمان حج را بشناسند. (اى پیامبر به آنان بگو:) نیکى آن نیست که (در حال احرام حج،) از پشت خانه‏ها وارد شوید، بلکه نیکى آن است که تقوى پیشه کنید و از درها وارد خانه‏ها شوید، از خداى بترسید، باشد که رستگار شوید.


پس این ادعا که باید روز عید یکسان باشد یا شب قدر مفهومش همانقدر بی اساس است که برای وحدت بخواهیم در یک ساعت همه نماز صبح بخوانند هرچند که شب باشد.


آنچه که شارع دستور داده وحدت در انجام اعمال و همدلی و همراهی و... است و اینکه در اصول و انجام امور ما یکسان عمل کنیم نه اینکه حتماً در یک روز خاص عید بگیرید و چنین مواردی نیست.


حکم خدا بر آسانی و همه فهمی است نه قواعد محاسباتی سخت من درآوردی. چگونه می‌توان کاری را در غیر محل آن انجام داد؟ سوالی است که من از این افراد وحدت ساز(گو) است هر چند می‌دانم که اصل وحدت در این موارد نیست.


من یک نمونه ارائه دهم فرض کنید حاکم شرع که حکم آن برای ما مسلم است فردا را روز آخر ماه رمضان اعلام کند در همان زمان شما غروب هلال اول ماه شوال را رویت کنید فردا برای شما چه حکمی دارد یا دو مرد عادل فردا را آخر ماه رمضان بگویند ، مسلم فردا برای شما ثابت شده که عید فطر است پس حداقل این است که بر شما فردا روزه حرام است هرکس هرچه گفته بر شما تصدیق ندارد اصلاً عقل هم به شما چنین مجوزی نمی‌دهد.


می‌بینید که حکم قرآن بر شما رویت است در درجه اول و مبانی بعدی برای عمل شما در رتبه بعد قرار دارند هرچند که بر شما است که اطلاع رسانی کنید در حد توان و بخصوص برای حاکم شرع ولی حق تفرقه و ... ندارید اما شما در اینجا نمی‌توانید بر احکام و دستورات ثانویه باشی و به آنها عمل کنی.


آیا شما حق داری در صورت رویت ماه رمضان روز بعد را روزه نگیرید مسلم چنین حقی بر شما نیست حتی اگر بر حاکم شرع این امر ثابت نشود و فردا را ماه رمضان اعلام نکند  ولی شما باید عمل به حجت خود که رویت بوده کنی.


 در ضمن بعد از گذشت سی روز از شروع یک ماه روز بعد ماه نو شروع شده محسوب می‌گردد اینه بحثها بیشتر برای خود روز سی است که اول ماه است یا آخر ماه.


در این مورد سخن زیاد است که در آینده به امید خدا بیشتر خواهیم پرداخت شما هم اگر مواردی بنظرتان می‌آید یا سوالی دارید بپرسید خوشحال خواهم شد.

برچسب ها :ماه قمري,


نوشته شده در 25/9/1390ساعت10:35 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: علوم پايه | - نظر(0) -


زرشك

یاشافی

فواید شگفت انگیز زرشک

http://www.apam.ir/wp-content/uploads/2011/12/zereshk02-300x248.jpg

از جمله فواید بی نظیر زرشک می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ – صفرا بر و مسهل است.
۲ – کبد را پاک و تقویت می کند.
۳ – اعمال دستگاه گوارش را منظم و سوءهاضمه را از بین می برد.
۴ – بی اشتهایی را برطرف می کند.
۵ – برای درمان یبوست مفید است و به درمان زردی و یرقان کمک می کند.
۶ – مصرف آن برای افرادی که به نقرس و روماتیسم مبتلا هستند توصیه می شود.
۷ – مبتلایان به ورم طحال نیز می توانند از این گیاه کمک بگیرند.
۸ – ریشه و ساقه زرشک برای درمان واریس مفید است.
۹ – سوزش ادرار را برطرف می کند.
۱۰ – فشار خون را پایین می آورد.

برچسب ها :غذا و دارو,


نوشته شده در 23/9/1390ساعت08:36 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: علوم پايه | - نظر(0) -


سخن22

یا مشهود

قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش، در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
****
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه نرو، ساده ترین راه حسین است

سخن21    سخن20   سخن19   سخن 18  سخن17   سخن16   سخن 15   سخن14   سخن 13  سخن١٢   سخن11  سخن10    سخن9   سخن٨  سخن ۷  سخن ۶   سخن۵   سخن۴     سخن٣    سخن۲     سخن1   

برچسب ها :امام حسين,


نوشته شده در 23/9/1390ساعت08:35 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: قصه و قاصدك | - نظر(0) -


غروب عاشورا

بسم الله الرّحمن الرّحیم
شعر زیر از حسان(حبیب اله چایچیان) آمده است:
خیمه ماه محرم زنده شد در دل ما                
 باز نام تو بود زینت هر محفل ما
جز غم عشق تو ما را نبود سودایی                    
 عشق شیرین تو آغشته به آب و گل ما
مکتب خلقت ندارد چون حسین(ع) آموزگاری            
 این چراغ آسمانی نو انسان ساز دارد
مات 72 ملت از دو و هفتاد اویند                    
 در کجا فرمانده 6 ماهه یک سرباز دارد؟
محبوب خدا حسین(ع) و مطلوب حسین(ع)            
 سر بر نی و تاج سر هر خو حسین(ع)
با نیزه و تیر و سنگ، مضروب حسین(ع)                
 مجروح لبش زی ضربت چوب، حسین(ع)

شعری که به عرض می‌رسد مربوط به جانگدازترین لحظات عاشورا – غروب عاشورا و غارت خیام – است.
کربلا تیره گشت و پر آشوب                    
 کرد عمر حسین(ع) چونکه غروب
گرد غم شد بر آسمان ز زمین                    
 آسمان خون گریست زین آشوب
شد گِل آلود و سرخ، آب فرات                    
 و احسینا نوشت وقتِ رسوب
پهنة کربلا به خود لرزید                        
 چونکه بنیاد عقل شد مخروب
زیورِ عرش بر زمین افتاد                        
 آن خدای یگانه را محبوب
اسبِ بی صاحب حسین(ع) آمد                    
 حال راکب عیان از این مرکوب
خون چکان، سر به زیر و شیحه زنان                 
 پای کوبان و زین او مغلوب
وه که در دست بدترین بدان                    
 کشته شد مرد خوبتر از خوب
مرگ یک زندگانی ابدیست                    
 هر که را خدا بود مطلوب
در حقیقت، حسین(ع) غالب شد                    
 وان گنه پیشه ظالمان مغلوب
آه از آن دم که لشکرِ دشمن                    
 حمله ور شد به خیمه وقت غروب

علامه امینی(ره) فرمود: حضرت سید الشهداء علیه السلام، خیام را طوری تعبیه کرده بود که خاندانش محفوظ بمانند و فقط یک راه باریکه‌ای بود که از آنجا به خیمه تشریف می‌برد و بعد به میدان می‌رفتند. وقتی به خیمه حمله شد اسبهای دشمن از همین باریکه راه وارد خیام شدند و پایکوبی کردند. اطفال حسین(ع) هم از همین راه باریک می‌خواستند به طرف بیابان فرار کنند.

صد یک ماجرای این غارت                    
 نبود در کتابها مکتوب
با همه کوششی که دشمن کرد                     
 معجز زینبی(س) نشد مصلوب
آتش افکند بر حریم امام(ع)                    
 قوم نادان و گمره و مغضوب
بر سر تشنگان دشتِ بلا                        
 ریخت باران سنگ و آتش و چوب
خاندانی که بود پرده نشین                    
 محترم، سایه پرور و محبوب
شده پراکنده در بیابانها                        
 خسته و دلشکسته و مرعوب
تا که شد نور زینبی(س) جاذب                    
 وان پراکندگان به دو مجذوب
لیک زینب(س) نیافت هر چه شمرد!
 دو تن از کودکان در آن آشوب
خفته و جان سپرده در بن خار                    
 با لبی خشک و دیده‌ای مرطوب
یک دل و اینهمه پریشانی!                     
 مات و حیران ز صبر او ایوب
آفرین بر شجاعت زینب(س)                    
 پیشِ آن ضربه‌های طاقت کوب
حجت بن الحسن(عج) همیشه « حسان »            
 گرید از یاد عمه مضروب

پایان بخش عرضم جدیدترین شعر من است، زبان حال حضرت زینب علیها سلام است. همه شهداء و حتی حضرت سیدالشهداء(ع)، یک روز بود هر چه بود سختی هایشان ولی بمیرم، زینب علیها سلام هم آن عاشورا را، هم کوفه و هم شام و تمام مصایب اسارت را تحمل نمود. زبان حال حضرت زینب(ع) است در میان خیمه‌های سوزان بعد از غارت.

به دشت کربلا جمعی پریشان ماند و من ماندم            
 فراز نیزه‌ها آوای قرآن ماند و من ماندم
منِ غارت زده، خسته، ز هر سو راه من بسته            
 ز یاران خیمه‌ها خالی، بیابان ماند و من ماندم
بگوش من طنین افکن، صدای اکبر(ع) و قاسم(ع)            
 که دایم اشک ریزانم، به دامان ماند و من ماندم
مشکل ترین لحظات خانم زینب(س) وقتی بود که آن دختر خردسال حسین(ع) عمه‌اش را سؤال پیچ می‌کرد.
دلم خون شد خداوندا از این اشک عزاداران                
 به دنبال پدر، یک طفل گریان ماند و من ماندم
به خاک و خون دو بازوی بلند و پرچم و مشکی(کنار نهر علقمه)    میان شعله‌ها،  یک فوجِ عطشان ماند و من ماندم
ز تیری بسته شد راه گلوی تشنه لب، اصغر(ع)            
 رباب از این جفای خصم، حیران ماند و من ماندم
ز طوفان بلا گلهای سرخ من، همه پرپر                
 از این طوفان مرا یک سر و عریان ماند و من ماندم
به هم پیوست جوشان چشمه‌های خون و دریا شد            
 در آن گردابه‌ها گل، موج و طوفان ماند و من ماندم

نمانده طاقتم دیگر که ببینم قتله گاهش را                
 برفت و این دل بی تاب و سوزان ماند و من ماندم
معمولاً اگر خرمنی گل باشد(در یک محلی) بعد این خرمن گل را ببرند، عطرش می‌ماند، بوی خوشش می‌ماند.
 لذا پایان عرضم است، زبان حال حضرت زینب(س).
« حسان » گویی که این مصرع زبان حال زینب(س) بود.         
 تهی شد با غم از گل، عطر جانان ماند و من ماندم

صلی الله علیک یا ابا عبدالله و رحمه الله و برکاته.
اَللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍٍ و ال مُحَمَّدٍ

برچسب ها :ماه محرم,


نوشته شده در 23/9/1390ساعت08:33 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: قصه و قاصدك | - نظر(0) -


حسينيان

یا ثارالله

قسمتی را جستجو نتوان کرد

راهی را طی نتوان کرد

بحری را غوطه‌ور نتوان شد

آسمانی را تعریف نتوان کرد

کوهی را فتح نتوان نمود

اینجا حیاتی دیگر پیداست

اینجا راهی بس دشوار

گداری بس پر شیب

شیری ژیان در کمین

پروازی بسوی روشنایی

در پی آب حیاتی

یا در حیات دوباره آب

تشنگی همه را گلو فشرده

طفل شش ماهه عطشان را

کس نتواند بال زدن دید

آیا می‌شود دهان چسبیده از خشکی را....

بل نامردمان را

حرمله و تیر سه شعبه را

آه از نامردمی‌ها

آه از بی‌حیایی‌ها

آه از نامرادی‌ها

آه از این همه نامردی

خیانت و خباثت

هوس بازی و ترس

دو رنگی و چند رنگی

بی‌فایی و فلاکت

رنگی است تیره و همه‌گیر

برایم تعریف کن از زیبایی

از روبروی حق و باطل

از پیروزی و شکست

از ماندن و رفتن

از عاقبت و فرجام

زشتی و زیبایی

رهی است دور

پیداست از آنجا روشنایی

تاریکی را نکاو

مدار را نگاه کن

حقیقت پیداست

چون روز

اگر پیدا نبود که حر بر نمی‌گشت

چشمانت را بسته‌ای

راه پیداست

روشنایی افق را در نوردیده

چشمانت را باز کن خواهی دید.

حبیب و زهیر

ادهم و بشر

جابر و جناده

جندب و جوین

حجاج و حلاس

زاهر و زهیر

سوار و شبیب

سعید و  بریر

عائد و عامر

عبدالله و عبیدالله

عبدالرحمان و عمار

قاسم و قاسط

کردوس و کنانه

مسلم و مسعود

نصر و نعمان

عمرو و نافع

سلمان و حجاج

یزید و حنظله

عابس و شوذب

عبدالرحمان و وهب

زیاد و عقبه

یحیی و منجح

..... و .....

هفتاد و دو یار از سحر گذشتن و به صبح رسیدن

و برایشان می‌خوانیم

السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
وعلی اصحاب الحسین

برچسب ها :امام حسين,


نوشته شده در 23/9/1390ساعت08:32 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: مناسبت روز | - نظر(0) -


بپرهيز

یا هو

امیر مومنان علی علیه‌السلام به «حارث همدانی» می نویسد:

بپرهیز از هر عملی که صاحب خود را خشنود سازد اما برای عامه مسلمین ناخوش و زشت آید.

بپرهیز از هر عملی که در پنهان انجام شود و در آشکار، باعث شرمندگی شود.

بپرهیز از هر عملی که وقتی از آن بپرسند، صاحب عمل انکار کند یا عذر بخواهد.

نامه 96 نهج البلاغه

برچسب ها :امام علي,


نوشته شده در 23/9/1390ساعت08:29 توسط آج انار | لینک ثابت | موضوع: اخلاقي و مذهبي | - نظر(0) -